تشخیص درد در کودکان
یکی از بزرگترین دشواریهای بشر، تحمل درد است. همه ما از دیدن انسانی که درد میکشد ناراحت میشویم و سعی میکنیم تا جایی که امکان دارد به او کمک کنیم تا، هر چند برای مدتی کوتاه، او را از شر درد خلاص کنیم. گاه این اقدامات، که به یقین با نیت خیر انجام میشود، ممکن است موجب صدمه گردند. برای نمونه اگر همراه با فرد دردمند ما نیز به گریه و زاری بپردازیم نه تنها کمکی به او نکردهایم، بلکه به او فهماندهایم که مشکل جدی و خطرناکی در کار است که واقعاً شایسته این همه داد و بیداد و بیقراری است.
یادمان نرود، فردی میتواند به دیگری کمک کند که از او قویتر و برتر باشد و کسی که به همراه فرد دردمند گریه و بیقراری میکند به یقین از او ضعیفتر است. از سوی دیگر، گاه درد نعمتی است که به رایگان به بشر داده میشود. اگر درد نمیکشیدیم، قادر نبودیم خود را از بسیاری خطرها کنار بکشیم. اگر درد سوزش ناشی از تماس با جسمی داغ را حس نمیکردیم دست خود را از بخاری یا قوری داغ کنار نمیکشیدیم و تمام دستمان میسوخت. اگر دندان درد را حس نمیکردیم، پوسیدگی دندان سبب فساد و از دست دادن یک دندان کامل میشد و نزد پزشک نمیرفتیم. بنابراین، درد همیشه یک مصیبت نیست، بلکه هشداری سازنده برای کودکان و بزرگسالان میباشد.
از سوی دیگر، آیا ما انسانها در همه سنین درد را به یک صورت بیان و تعریف میکنیم و علائم ظاهری درد که از کودکی تا بزرگسالی بروز میدهیم یکسان است!؟ آیا شیرخوار میتواند به پزشک بگوید: «دلم درد میکند» یا «از گرسنگی است که فریاد میکشم» یا «پوشک مرا دیر عوض کردهاند و پاهایم دارد میسوزد و به همین علت است که فریاد میزنم»؛ و دهها مثال دیگر.
درد در هر سنی واکنش خود را دارد. تکامل مفهوم درد در کودک به تکامل شناختی و هم تجربه وی از درد بستگی تام دارد. یعنی کودک پیش از سن هجده ماهگی، با گریستن یا بیان ساده میتواند به ما هشدار بدهد که درد دارد، اما قادر به بیان یا تجسم شدت درد نمیباشد.
نکتهای که در اینجا باید ذکر کرد این است که آیا وسایلی برای بیان شدت درد در دسترس است؟ آیا درد را هم میتوان در ترازو گذاشت و وزن کرد یا خیر؟
با کمال تعجب باید بگویم جواب مثبت است و نه تنها برای درد، بلکه برای سنجش میزان افسردگی مقیاسها یا آزمونها یا پرسشنامههایی وجود دارد که سنجش ما را به واقعیت نزدیکتر میسازد و در این مرحله تکاملی، استفاده از معیارهای درجهبندی شده بهترین راه شناخت میباشد.
کودکان هجده ماهه قادرند بیان کنند که درد آنها را اذیت میکند و نیز میتوانند موضع درد خود را نشان دهند و بفهمند که دیگران نیز دارند درد میکشند. همچنین آنها میتوانند درک کنند که خوردن دارو و یا بوسیدن و بغل شدن میتواند درد را تخفیف دهد. حتی ممکن است آنان سعی کنند با بغل کردن دیگران دردشان را تخفیف دهند.
در دو سالگی، توصیف درد توسط کودک به نحوی ماهرانهتر، ظاهر میشود و کودک میتواند به شکل واضحتر درد را به علل خارجی نسبت دهد مانند دست به دیوار خوردن.
با رسیدن به سه تا چهار سالگی، کودک متوجه خصوصیات کیفی و کمی درد میشود و نکات ظریفتری را بیان میکند. بنابراین در ارزیابی درد یک کودک سه ساله میتوان پرسید که دردت خیلی زیاد یا کم میباشد و این سمبلهای عینی در این سن به شناخت درد کمک میکنند. با رسیدن به سن سه سالگی همچنین کودک آگاه میشود که از راهبردهای خاصی، مانند حواس خود را پرت کردن، برای مقابله با درد استفاده کند. برای نمونه وقتی کودک در حین بازی دستش به جایی بخورد و درد بگیرد متوجه میشود که ادامه بازی کردن میتواند حواسش را از درد پرت و احساس بهتری در او ایجاد کند. البته نحوه هدایت بزرگترها و عدم بروز اضطراب نابجا هم در ایجاد احساس کودک دخالت مستقیم دارد.
با رسیدن به سن پنج تا هفت سالگی، کودک در فرق گذاشتن بین دردهای شدید و خفیف ماهرتر شده است و میتوان در این سن از معیارهای صورت برای نشاندادن بالا و پایین رفتن احساس درد استفاده کرد و معیارهای صورتی را میتوان از قیافه کودک مبنی بر شدت دردشان حدس زد؛ زیرا کودک چهرهای که نزدیکتر به شدت درد فعلی وی است را انتخاب میکند. بین سنین هفت تا ده سالگی کودک قادر به بیان واقعیت درد میشود. اما آنچه اهمیت دارد، در چنین دورانی است که امکان دارد کودک برای جلب توجه، دردهای ساختگی ایجاد کند که باید تحت نظر پزشک قرار بگیرد.
نکته مهم اینکه کودک از یک روز تا دو سالگی نمیتواند در مقابل درد صراحت داشته باشد. بنابراین والدین باید متوجه واکنشهای کودک باشند و سهلانگاری نکرده، حداقل ماهی یک بار به پزشک مراجعه کنند. زیرا هجوم میکروبهای موذی و امراض در چنین دورانی بسیار زیاد است که کودک باید مرتب زیر نظر پزشک قرار داشته باشد. سنین دو روز تا دو سالگی از حساسترین ایام عمر کودک محسوب میشود زیرا اگر کودک بیماری خاصی نداشته باشد، بیقراری نخواهد کرد.
کودک در چنین سنینی اگر از نظر خوراک و دفع فضولات مشکلی نداشته باشد باید آرام باشد. بهویژه تا یک سالگی نیاز بیشتر او به خواب و استراحت برای پرورش اندام داخلی و خارجیاش حائز اهمیت بوده و والدین باید نسبت به استراحت و خواب کودکشان حساس بوده و او را در فضای شلوغ قرار ندهند.
کودک در چنین سنینی نمیتواند نسبت به دردهای احتمالی واکنش تند نشان دهد. بنابراین والدین باید حداقل ماهی یک بار کودکشان را به پزشک معالج نشان دهند و تا دو سالگی اگر از دو پزشک برای شناسایی درد یا سلامتی کودکشان بهره بگیرند، کار مناسبی را انجام دادهاند.
گریه و بیتابی کودک تا سن یکسالگی بیجهت نخواهد بود و او با چنین علائم هشدار دهندهای والدین را متوجه گرسنگی یا دیگر حالات خود میکند که والدین باید با صبر و شکیبایی توأم با درایت عمل نمایند.