

معنی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی – ت
ت
تابان
داراي نور و روشنی، درخشان، روشن
تابنده
(صفت فاعلی از تابیدن)، آنچه میتابد و نورافشانی میکند، درخشان
تاجالدین
(عربی) 1- تاجِ دین؛ 2- (به مجاز) مورد افتخار براي دین؛ 3- (اَعلام) نام پادشاهی از اتابکان لرستان
تارا
ستاره، کوکب، مردمک چشم
تارخ
-1 (در عبري) (= تارح) به معنی تنبل؛ 2- (اَعلام) نام پدر حضرت ابراهیم(ع)
تالین
(اَعلام) پایتخت کشور استونی، برکنارهي جنوبی خلیج فنلاند از بندرهاي عمدهي دریاي بالتیک
تامارا
« تمنه » -1 (عبري) درخت خرما؛ 2- (اَعلام) نام عروس یهودا [چهارمین پسر حضرت یعقوب(ع) و برادر یوسف(ع)] که در سرزمین
با وي ملاقات کرد
تمامی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی به ترتیب حروف الفبا
تامیلا
(عربی) 1- (مصدر باب تفعیل) از روي امیدواري، امیدوارانه؛ 2- در برخی منابع به معنی بخشنده
تانیا
در گویش خراسانی به معنی توانستن (؟)
تایماز
(ترکی) پابرجا، استوار
تبرّك
(عربی) 1- مبارك بودن، مبارکی، خجستگی، خوش یمنی؛ 1- برکت گرفتن
تبسّم
(عربی) 1- لبخند، خندهي بدون صدا؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) درخشیدن
تحسین
(عربی) ستودن و تمجید کردن، مورد ستایش قرار دادن، آفرین گفتن و نیک شمردن
تُحفه
(عربی) 1- هدیه؛ 2- (در گفتگو) (به مجاز) شخص بسیار ارزشمند
تُراب
(عربی) خاك
تَرانه
-1 (در موسیقی) شعري متشکل از چند بیت مقفا و همسان از نظر تعداد هجاها و مصراعها که با آواز خوانده میشود؛ لید؛ 2- (در
موسیقی) هرنوع سخن معمولًا موزون که با موسیقی خوانده شود؛ 3- (در موسیقی ایرانی) قطعه آوازي، نوع جدیدي از تصنیف؛
– تصنیف؛ 4-(در ادبیات) دو بیتیهاي محلی از نوع فهلویات؛ 5- (در قدیم) (در ادبیات) هر نوع شعري که شامل دو بیت باشد؛ 6
(در قدیم) (در موسیقی ایرانی) رباعیاي که با آواز خوانده شود؛ 7- (در قدیم) هر صدایی که حالت موسیقایی داشته باشد
تَرلان
-1 (در ترکی) مرغی از جنس باز شکاري را گویند؛ 2- (در کردي) 1) به معنی زیبا؛ 2) نام نوعی اسب است
تِرمه
نوعی پارچه (قیمتی) از جنس کرك، پشم، یا ابریشم با نقشهاي بته جقه، اسلیمی، و مانند آنها که معمولًا از آن، جانماز، بقچه و
لباس تهیه میکنند
تمامی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی به ترتیب حروف الفبا
تُرنج
-1 (در گیاهی) بالنگ؛ 2- طرحی (در قدیم) مرکّب از طرحهاي اسلیمی و گل و بوتهاي که معمولًا در وسط نقش قالی، تذهیب، و
مانند آنها به کار میرود؛ 3- گُویی از مواد معطر
تَرنّم
(عربی) 1- خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولًا با صداي پایین، زمزمه کردن یک نغمه؛ 2- آواز، نغمه،
سرود
تسنیم
است؛ 2- (اَعلام) طبق « بزرگ و مهتر قوم گردیدن » و نیز « بزرگ شدن کوهان شتر » در لغت به معناي « سنم » (عربی) 1- از ریشهي
روایات چشمهاي در بهشت، مذکور در قرآن کریم
و (به مجاز) آب آن چشمه
تقی
220- (عربی) 1- (در قدیم) تقوا پیشه، پرهیزکار؛ 2- (اَعلام) 1) امام محمّد تقی(ع) (= امام جواد)، ابوجعفر محمّد ابن علی: [ 195
1268 قمري] امیرنظام، دولتمرد ایرانی، نخستین صدراعظم – قمري] نهمین امام شیعیان؛ 2) میرزا تقی خان امیرکبیر: [حدود 1220
1267 قمري] و بنیانگذار دارالفنون
در دوران کوتاه خدمتش اصلاحات فراوانی را آغاز کرد که خشم – ناصرالدین شاه [ 1264
قدرتهاي داخلی و خارجی را برانگیخت و موجب عزل و کشته شدن او شد
تَکتَم
-1 نام چاه زمزم؛ 2- (اَعلام) نام مادر امام رضا (ع)
[مرحومِ دهخدا معتقد است که: نام مادر حضرت رضا (ع) را نجمه نوشتهاند که
مسمی شده و ظاهراً این قول استوار نمینماید]
« طاهره » و « تکتم » بعداً به
تِلما
(عربی) گندمگون
تمامی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی به ترتیب حروف الفبا
تِلّی
(ترکی) 1- موهاي پر پشت و بلند، دختري که گیسوي بلند و زیبا دارد، زلف دار؛ 2- زباندار و سخنور
تَمنا
(عربی) 1- آرزو؛ 2- خواستن چیزي معمولًا همراه با فروتنی و تواضع
تَمیم
(عربی) 1- تمام و کامل؛ 2- استوار، سخت؛ (اَعلام) نام چند تن از صحابه و اشخاص در جهان اسلام
تَندیس
-1 مجسمه؛ 2- (در قدیم) بت، تصویر برجسته، تمثال؛ 3- (به مجاز) زیباروي
تَوار
-1 (در کردي) پرنده؛ 2- نوعی ریسمان؛ 3- (اعلام) 1) (توارکوه) نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس ؛ 2) نام محلی در
ناحیه برسویر در ایالت دوسِور فرانسه
تَوانا
داراي قدرت انجام کار، نیرومند، پر قدرت، قادر در مقابلِ ناتوان
توتیا
-1 از آبزیان دریایی که در بستر دریا زندگی میکند؛ 2-نوعی ماده شیمایی که به عنوان سُرمه استفاده میکنند
توحید
(عربی) 1- (در ادیان) یگانه دانستن خدا؛ اقرار به یگانگی خداوند، یکتا پرستی؛ 2- اخلاص؛ 3- (در تصوف) مرحلهاي از سلوك
در آن، سالک ذهن خود را از هر چه غیر حق است، خالی میکند و جز به خداوند به چیزي توجه ندارد؛ 4- (اَعلام) نام شهري در
شهرستان شیروان و چرداول در استان ایلام
توران
تور = پسر فریدون + ان (پسوند نسبت)) (اَعلام) 1) سرزمین تورانیان که منسوب به تور پسر فریدون ) ،( turān ، (در پهلوي
میباشد؛ 2) (در قدیم) قوم باستانی در داستانهاي ملی ایران، که در روزگار کیانیان با ایرانیان در جنگ بودند؛ 3) سرزمین آن قوم
در شمال آمودریا؛ 4) بیابان پهناوري در آسیاي مرکزي، در جنوب و خاور دریاچهي آرال، که رودهاي آمودریا و سیردریا آن را به
بیابانهاي قراقوم و قزل قوم تقسیم می کند
توراندخت
(توران+ دخت = دختر)، 1- دختر تورانی؛ 2- (اَعلام) نام دختر خسرو پرویز که بعد از شیرویه به شاهی رسید
تورج
(پهلوي) (اَعلام) نام پسر بزرگ فریدون؛ همان تور که توران منسوب به اوست، چنانکه ایران منسوب به ایرج است
توفیق
(عربی) 1- امکان دستیابی به مقصود، موفقیت، کامیابی؛ 2- یاري و تأیید، تأیید پروردگار، مدد الهی؛ 3- (در قدیم) سازگار
1892 میلادي] که نظارت بریتانیا را بر ادارهي امور مصر – گرداندن دو یا چند چیز با هم، سازگاري؛ 4-(اَعلام) 1) شاه مصر [ 1879
1318 شمسی] از پیشگامان – پذیرفت و تسلط مصر بر سودان را از دست داد؛ 2) روزنامه نگار و هنرپیشهي ایرانی، [حدود 1258
نمایش کمدي، ناشر و بنیانگذار روزنامهي فکاهی توفیق
توکل
(عربی) 1- یقین داشتن به رحمت خداوند و امید بستن به او؛ 2- (در تصوف) واگذار کردن کارها به خداوند در جایی که اراده و
قدرت بشري کارساز نباشد
توماج
(ترکی) 1- چرم دباغی شده؛ 2- تیماج (چرمی رنگی که بوي خوشی دارد)
تَهانی
(عربی) (در قدیم) تهینت گفتن به یکدیگر
تَهمتن
-1 (در قدیم) تنومند، قوي جثه، نیرومند؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) لقبِ رستم پهلوانِ داستانی شاهنامه
تَهمورث
طهمورث) 1- به معنی قوي جثه و نیرومند؛ 2- (اَعلام) (در شاهنامه) شاه پیشدادي، معروف به =) (taxmo urupa ، (در اوستایی
دیوبند، که ریسندگی، بافندگی و اهلی کردن را به مردم آموخت
تهمینه
/ پسوند نسبت)] 1- منسوب به تهم؛ 2- (به مجاز) نیرومند قوي؛ 3- (اَعلام) ine /« ینه » + به معنی نیرومند و قوي « تهم » [مرکب از
(در شاهنامه) همسر رستم، دختر شاه سمنگان و مادر سهراب
تیام
(لُري) 1- چشمانم؛ 2- (به مجاز) عزیز و گرامی
تیرداد
211 پیش از میلاد] که به تحکیم – -1 زاده شده در تیرماه؛ 2- (اَعلام) نام سه تن از شاهان اشکانی
1) تیرداد اول: [حدود 248
قدرت دولت جوان اشکانی پرداخت و در برابر تهاجم سلوکیان مقاومت کرد
2) تیرداد دوم: [حدود 32 پیش از میلاد] جانشین
فرهاد چهارم، که با بازگشت او، به سوریه گریخت و به امپراتور روم پناهنده شد
3) تیرداد سوم: [ 36 میلادي] دست نشاندهي
امپراتور روم، که با حملهی اردوان سوم به سوریه گریخت
تیمور
(ترکیِ مغولی) 1- آهن، فولاد؛ 2- (اَعلام) نام مؤسس سلسهي تیموریان یا گورکانیان، مشهور به امیر تیمور گورکانی (گورکانی)،
807-736 قمري]
]
تینا
-1 (در زند و پازند) گل سرخ ؛ 2- (در عربی) طین