معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - ظ
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه – ظ
۱۵ خرداد, ۱۳۹۷
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - ق
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه – ق
۱۵ خرداد, ۱۳۹۷
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - غ

معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - غ

معنی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی  – غ

غ

غالب

(عربی) ۱- غلبه کننده بر دیگری در جنگ، فاتح، پیروز؛ مسلط، چیره؛ ۲- (اَعلام) ۱) نام هشتمین جدّ پیامبر اسلام(ص)؛ ۲) نام

۱۲۸۵ قمری] شاعر فارسی زبان و اردو زبان هندی و از پیشگامان تحول در شعر اردو

– یکی از صحابه؛ ۳) غالب دهلوی: [ ۱۲۱۲

غانِم

(عربی) (در قدیم) غنیمت گرفته و بهرهمند

 

غَدیر

(عربی) ۱- آبگیری است بین مکه و مدینه در ناحیهی جحفه؛ ۲- روز یا واقعه غدیر که در میان مسلمانان حائز اهمیت است

 

غَدیره

(عربی، غَدیرَه) گیسوی بافته و آویخته

 

غَزال

(عربی) ۱- نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه؛ ۲- (در قدیم) (به مجاز) معشوقهی زیبا

 

غَزاله

(عربی) ۱- (در قدیم) نوعی آهو برهی ماده؛ ۲- (به مجاز) آفتاب، چشمهی آفتاب؛ ۳- (اَعلام) به قولی نام مادر امام چهارم علی ابن

حسین(ع) بوده است

 

غَزل

(عربی) ۱- (در ادبیات) نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ ۲- (در موسیقی ایرانی) هر نوع سخن آهنگین [معمولًا به زبان فارسی] که به آواز

یا همراه سازها خوانده میشده است

 

غَفّار

(عربی) ۱- آمرزنده و بخشایندهی گناهان(خداوند)؛ ۲- از صفات و نامهای خداوند

 

غَفور

(عربی) ۱- بخشاینده و آمرزندهی گناهان(خداوند)؛ ۲- از صفات و نامهای خداوند که قریب نود بار در قرآن کریم آن را یادآور

شده است

 

غلامحسن(غلامحسن)

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسن]، ارادتمند و فرمان بردار حسن [منظور امام حسن(ع)]

 

غلامحسین(غلامحسین)

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسین]، ارادتمند و فرمان بردار حسین [منظور امام حسین(ع)]

 

غلامرضا (غلامرضا)

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + رضا]، ارادتمند و فرمان بردار رضا [منظور امام رضا(ع)]

 

غلامعباس(غلامعباس)

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + عباس]، ارادتمند و فرمان بردار عباس [منظور حضرت عباس(ع)]

 

غلامعلی(غلامعلی)

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + علی]، ارادتمند و فرمان بردار علی [منظور امام علی(ع)]

 

غلاممحمّد

(عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + محمّد]، ارادتمند و فرمان بردار محمّد [منظور حضرت محمّد(ص)]

 

غنچه

-۱ (در گیاهی) گلی که شکفته نشده و هنوز گلبرگها و کاسبرگهایش فشرده و جمعاند؛ ۲- (در قدیم) (به مجاز) دهان

کوچک و زیبای معشوق

 

غَنی

(عربی) ۱- ثروتمند؛ ۲- آن که از کمک و هم کاری دیگران بینیاز است، بینیاز؛ ۳- از صفات و نامهای خداوند؛ ۴- (در فلسفهی

۱۳۳۱ شمسی] – قدیم) ویژگی آن که ذات و کمال او به دیگری متوقف نباشد؛ ۵- (اعلام) ۱) غنی نام خانوادگی قاسم غنی [ ۱۲۷۵

پزشک، ادیب و سیاستمدار ایرانی؛ در سبزوار متولد شد

پس از گذراندن دورهی دارالفنون برای ادامه تحصیل به لبنان رفت و از

کالج آمریکایی در رشتهی پزشکی فارغ التحصیل شد

در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی به فرانسه رفت و به تکمیل تحصیلاتش

پرداخت و دورهی مخصوص نقاشی را نیز گذراند

پس از بازگشت، از مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و

همزمان به تدریس در دانشکدهی پزشکی و نیز دانشکدهی معقول و منقول پرداخت، بعد از شهریور ۱۳۲۰ هجری شمسی، دو بار

به وزارت بهداری و یک بار به وزارت فرهنگ رسید

دکتر غنی علاقهی خاصی به حافظ داشت و آثار ماندگاری دربارهی او به جا

گذاشت از جمله: بحثی در احوال و افکار حافظ، تاریخ عصر حافظ، تاریخ تصوف در اسلام تا عصر حافظ و از همه مهمتر تصحیح

دیوان حافظ به همراهی علامه محمد قزوینی از آثار او در این بارهاند

از آثار دیگر اوست: رسالهای در شرح احوال و آثار ابن

سینا، معرفۀ النفس، تصحیح ربایات خیام با همکاری محمدعلی فروغی و ترجمهی آثاری از آناتول فرانس

مجموعه یادداشتها و

خاطرات دکتر غنی نیز به چاپ رسیده است؛ ۲) غنی بالله [قرن ۸ هجری] محمد بن یوسف ابی الحجاج بن اسماعیل، هشتمین پادشاه

۷۶۳ قمری] از ملوک بنی نصر در اندلس، او در سال آخر پادشاهی همهی شهرهای مغرب (شمالِ غربی آفریقا و – ۷۶۰-۷۵۵ و ۷۶۳ ]

اندلس) را تحت تصرف درآورد؛ ۳) غنی تفرشی، میرعبدالغنی [قرن ۱۱ قمری] شاعر ایرانی، از شعرا و فضلای روزگار شاه عباس

بزرگ صفوی و از شاگردان میرابوالقاسم کازرونی بود

او را به حدّت ذهن ستودهاند

 

غیاث

(عربی) ۱- (در قدیم) فریادرس؛ ۲- فریادخواهی؛ ۳- از صفات و نامهای خداوند

 

غیاث الدین

۷۲۹ قمری] امیر چوپان را که به – (عربی) ۱- پناه دین و آیین؛ ۲- (اَعلام) ۱) لقب دو تن از امیران آل کرت

غیاثالدین اول: [ ۷۰۷

۷۸۳ قمری] آل کرت، که به دست امیر تیمور اسیر و دو سال بعد – وی پناهنده شده بود، کشت

غیاث الدین دوم: آخرین امیر [ ۷۷۱

۵۹۹ قمری]، که غزنین، هرات، سیستان، بلخ، – کشته شد؛ ۲) لقب دو تن از فرمانروایان آل شَنسَب

غیاث الدین محمّد سام: شاه [ ۵۵۸

۶۰۷ قمری]، پسر او، که پس از – فاریاب و خراسان را تصرف کرد و دولت نیرومندی پدید آورد؛ غیاثالدین محمود: شاه [ ۶۰۲

– عمویش بر تخت نشست

او به دست جمعی از پناهندگان کشته شد؛ ۳) غیاثالدین ابوالفتوح غازی: فرمانروای ایوبی حلب [ ۵۸۲

۶۱۳ قمری] پسر صلاحالدین ایوبی، که شیعه مذهب بود و با صلیبیان جنگید؛ ۴) غیاثالدین تغلق: دو تن از شاهان سلسلهی تغلقیان؛

۵) غیاث الدین جمشید کاشانی: [قرن ۸ و ۹ هجری] ریاضیدان و اخترشناس ایرانی، همکار الغ بیگ در رصدخانه سمرقند

سینوس

یک درجه را تا ۱۷ رقم اعشاری حساب کرد و عدد پی را تا ۱۶ رقم بدست آورد

در ابداع کسر اعشار پیشگام بود؛ ۶) غیاثالدین

علی حسینی: [قرن ۹ هجری] عالم ایرانی، مؤلف دانشنامهی جهان، در زمینه علوم طبیعی [ ۸۹۱ هجری]؛ ۷) غیاثالدین کیخسرو: شاه

۶۴۳-۶۳۴ قمری]، که در خردسالی به سلطنت رسید و امور سلطنت به دست معینالدین پروانه افتاد

به فرمان تگودار، ایلخان مغول ]

کشته شد؛ ۸) غیاثالدین کیکاووس: آخرین اتابک لر بزرگ [ ۸۲۷ هجری]، که از شاهرخ تیموری شکست خورد؛ ۹) غیاثالدین

محمّد: [قرن ۷ و ۸ هجری] وزیر ایرانی ابوسعید ایلخان مغول، پسر رشیدالدین فضل الله

در جنگ قدرت پس از مرگ ابوسعید به

دست هواداران موسی خان مغول کشته شد

رد کردن

خاله زنک - اتاق گفتگوی بیبی سنتر