معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - ح
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه – ح
۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۷
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - د
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه – د
۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۷
معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - خ

معنی اسم ها و نام های دخترانه و پسرانه - خ

معنی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی  – خ

خ

خاتَم

(در صنایع دستی) ۱- نقوش و طرحهای تزیینی روی چوب؛ ۲- (در قدیم) انگشتر، مهر تایید، نگینِ انگشتر؛ ۳- (در قدیم) (به

مجاز) فرمان، حکم و پایان؛ ۴- (اَعلام) نام شهرستانی در جنوب استان یزد

 

خاطِره

(عربی) یادبود، یاد، ذهن، حافظه، خاطر

تمامی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی به ترتیب حروف الفبا

خالِد

(عربی) ۱- (در قدیم) پاینده و جاوید؛ ۲- (اَعلام) ۱) خالد ابن اسعد [قرن اول هجری] صحابی پیامبر اسلام(ص) و از مهاجران به

حبشه؛ ۲) خالد ابن ولید [قرن اول هجری] سردار عرب، صحابی پیامبر اسلام(ص) که در فتح مکه شرکت داشت

فاتح حیره، شام و

۱۶۵ قمری] دولتمرد ایرانی از خاندان برمکیان، که همراه ابومسلم برای برانداختن امویان جنگید، از – قِنَسرین؛ ۳) خالد برمکی [ ۸۶

مشاوران منصور خلیفه بود و نقشهی شهر بغداد را طرح کرد

 

خالِده

– (عربی) (مؤنث خالد)، خالد

۱

خالِق

(عربی) ۱- آنکه کسی یا چیزی را پدید میآورد، به وجود آورنده، آفریننده؛ ۲- از نامهای خداوند

 

خاور

(مخففِ خاوران) هم به معنی مشرق و هم به معنای مغرب است

 

خُتن

-۱ (اعلام) شهر و واحهای در جنوب باختری منطقه خودگردان سین کیانگ اویغور، در غرب چین، که هم مشک و آهوی مشکین

آن و هم زیبارویانش در ادب فارسی مشهور است؛ ۲- (به مجاز) دختری که مثل زیبارویان خُتن میباشد؛ ۳- (به مجاز) زیباروی

 

خجسته

– (اوستایی) ۱- مبارک، فرخنده؛ ۲- (در موسیقی ایرانی) گوشهای در دستگاه نوا؛ ۳- (در قدیم) سعادتمند، کامروا، خوشبخت؛ ۴

(در گیاهی) همیشه بهار (گل)

 

خدیجه

(عربی) ۱- مولودِ پیش از اتمام ماههای بارداری، ولادت قبل از موعِد؛ ۲- (اَعلام) ۱) نام همسر پیامبر اسلام(ص) و مادر حضرت

فاطمه(س)؛ ۲) نام دختر علی ابن ابیطالب(ع)

 

خرامان

دارای حالت خرامیدن، در حال خرامیدن، به آهستگی و با ناز

 

خُرّم

-۱ سرسبز و با طراوت؛ ۲- شاد، خوشحال، خوب، خوش؛ ۳- فرخنده، مبارک

تمامی نام ها و اسامی دختران و پسران ایرانی به ترتیب حروف الفبا

خزال

(عربی) با ناز راه رونده، کسی که با ناز راه میرود

 

خسرو

۱۲۸ میلادی] که در زمان او ترایانوس (تراژان) امپراتور روم به – (معرب پهلوی) ۱- پادشاه؛ ۲- (اَعلام) شاه سلسلهی اشکانی: [ ۱۱۰

( ایران تاخت و تیسفون را گرفت، ولی با مرگ او جانشینش هادریانوس با ایران صلح کرد و غنایم جنگی را به ایران پس داد؛ ۲

۶۲۸ میلادی] پسر و جانشین – خسرو انوشیروان: شاه ساسانی ملقب به انوشیروان عادل؛ ۳) خسرو پرویز: شاه سلسلهی ساسانی [ ۵۹۰

۵۵۵ قمری] که بر اثر حملهی غیاثالدین محمّد سام از پایتخت خود غزنین – هرمز چهارم؛ ۴) خسرو شاه: شاه سلسلهی غزنوی [ ۵۴۷

به لاهور گریخت و معزالدین محمّد سام به جایش بر تخت سلطنت نشست

 

خشایار

۴۶۵ پیش از میلاد] پسر و جانشین – -۱ دلیر، نیرومند؛ ۲- (اَعلام) نام دو تن از شاهان هخامنشی ۱) خشایارشای اول: شاه [ ۴۸۵

داریوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت

۲) خشایارشای دوم:

شاه ایران [ ۴۲۴ پیش از میلاد] که پس از ۴۵ روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد

 

خشنود

-۱ خوشحال و راضی؛ ۲- (در قدیم) قانع

 

خِضر

-۱ (اَعلام) ۱) پیامبری که بنا به روایات با شستشو در چشمهی آب حیات عمر جاودان یافته است

او پیوسته گرد جهان می گردد و

۹۳ قمری] که به دست حسامالدین – درماندگان را یاری میکند و گاه بر برخی اولیا ظاهر میشود؛ ۲) خضر اتابک لر کوچک [ ۶۹۲

عمر کشته شد

۲- (در تصوف) خضر مقامی ممتاز دارد و راهنمای سالکان است

 

خَضرا

(عربی) (مؤنث اخضر) ۱- به معنی سبز، کبود، نیلگون، و آبی و سبز؛ ۲- سبزهزار، چمن زار

 

خَلف

(عربی) ۱- صالح، شایسته (فرزند)؛ ۲- جانشین؛ ۳- (به مجاز) پیروی کننده از پدر در اخلاق و کردار؛ ۴- (در قدیم) فرزند

 

خُلود

(عربی) همیشه باقی ماندن، جاودانگی

 

خلیل

 

( (عربی) ۱- دوست، دوست یکدل؛ ۲- (اَعلام) لقب حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم

(سورهی نساء آیهی ۱۲۵

خلیلالرحمان

(عربی) (= خلیل الله)، ( خلیل الله

 

خلیلالله

(عربی) ۱- دوست خدا؛ ۲- (اَعلام) لقب حضرت ابراهیم(ع)

+ ع خلیل

 

خلیله

– (عربی) (مؤنث خلیل)، ( خلیل

۱

خوب چهر

دارای سیمای زیبا، زیبا

 

خورشید

-۱ (در نجوم) کُرهی سوزان، جرم مرکزی منظومهی شمسی به نام کرهی خورشید که قطر آن ۱

۳۹۲

۰۰۰ کیلومتر بوده و گرمای

میانگین سطح آن حدود ۵۷۰۰ درجه سانتیگراد و گرمای درونی آن به مراتب بیشتر از این است؛ ۲- آفتابِ درخشان؛ ۳- (به مجاز)

نور این کره، آفتاب؛ ۴- (به مجاز) زیبارو

 

خوشروز

دارای زندگی راحت و بارفاه

 

خوشیار

دوست و یار شاد و شادمان

 

خیام

(اَعلام) حکیم عمر خیام نیشابوری فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر نامدار ایران در قرن ۵ هجری، که به خاطر رباعیهایش شهرت

دارد

همچنین او را از تدوین کنندگان زیج ملکشاهی و تقویم جلالی میدانند

 

خیرالله

(عربی) خیرالهی، نیکویی خدا

 

خیرالنسا

(عربی) ۱- بهترینِ زنان؛ ۲- (اَعلام) عنوانی برای حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر اسلام(ص)

 

خیزران

(عربی) ۱- نوعی نی مغزدار با ساقهای محکم و بلند؛ ۲-(اَعلام) نام مادر امام محمّد تقی(ع)

رد کردن

خاله زنک - اتاق گفتگوی بیبی سنتر